دویدن در شب اینکه شب مشوش باشم خیلی بده. مشکلش هم اینه نمیشه کاریش کرد. دلم می‌خواد پاشم برم بدوام. برم بدوام تا انتها. همین الان ساعت ۱۱ شب. بلکه خسته شم. بلکه آروم بگیرم. می‌خوام وزنم برسه به ۷۰. سه کیلو لاغر کردم تا الان. می‌خوام خودم باشم. می‌خوام اون مهرادی باشم که خودم توی خودم می‌بینم. اون مهرادی که گاهی توی آینه توی چشماش نگاه می‌کنم. تو هم اون مهراد رو دوست داری. اون مهراد بهترین آدمیه که تو زندگیم دیدم. خودت می‌دونی. ایده‌آل‌مجسمه. تو که نمیری، مراقب اون مهراد باش. این مهراد رو نمی‌دونم اما اون مهراد رو تو باید لمس کنی. من همه تلاشمو می‌کنم تا اون رو پیدا کنم. قول می‌دم وقتی اون مهراد پیدا شد، این مهراد رو توی آب خفه کنم. ولی قول بده دست‌های اون مهراد رو بگیری. اون مهراد نیاز داره بهت.