فواید دارویی

امروز مثل دیروز نبود. یعنی... خب.. امروز هم ساعت ۶ بیدار شدم و باز تا ساعت ۹ خوابیدم... اما یه فرقی داشت. متوجه شدم که من فرق دارم.
من یه قدرت عجیب دارم. شاید مثل "اسپایدر من"، البته منو هیچ عنکبوتی نیش نزده. یه قدرت ماوراطبیعی دارم که باهاش میتونم از هر چیزی که بخواهم متنفر بشم. میتونم به یه شاعر، خواننده، نویسنده یا اصلا هر انسانی فکر کنم و در کسری از ثانیه حالم ازش بهم بخوره. جدی میگم!
از این تنفرهای الکی نه! از اون نفرت هایی که ذره ای بهش فکر میکنم میخوام خودمو بکوبم به در و دیوار. حتی دیگع نمیتونم به خودم فکر کنم!

و اگر بدونی من چقدر از خودم متنفرم.

شاید با خودتون بگید که خب "من هم می‌تونم! زحمت کشیدی!". یعنی حتی خودم هم اینجور فکر کردم اولش اما یه چیز دیگه هم هست. امروز فهمیدم میتونم بقیه رو هم متنفر کنم. با یکی صحبت کردم و در مورد عکسش چند تا نظر دادم؛ همونطور که انتظار میرفت از عکسش متنفر شد.
فقط این نبود! با یه نفر دیگه هم مدتی بود که صحبت میکردم. اینبار وقتی باهاش صحبت کردم فهمیدم که از من متنفر شده.
"اسپایدر من" رو عنکبوت نیش زد. من رو نمیدونم چی. ولی خب امیدوارم زنبور زده باشه؛ آخه میدونی، شنیدم که نیش زنبور فواید دارویی داره.