اشتباه (یا چیکار باید کرد)

بند Depeche Mode، گروهی هست که به گفته لست‌اف‌ام، این هفته از همه چی بیشتر بهشون گوش دادم. این بند یه آهنگی داره به اسم Wrong که پیشنهاد می‌کنیم گوش بدید بهش.

 

تصمیمات زیادی گرفتم این چند وقت که یکی از اون‌ها بیشتر نوشتنه، مخصوصا بیشتر نوشتن در بلاگم، چه نوشته‌های شخصی و چه نوشته‌های فنی. چیزی که این چندوقت حس کردم این بود که باید خودم رو بالا بکشم. من همیشه توی زندگیم خودمو محدود کردم، خیلی وقت‌ها تلاش کمی کردم برای رسیدن به چیزهایی که می‌‌خواستم. برای کنکورم کلا شاید یک هفته قبل از روز کنکور خوندم ! (با اینکه انتخاب اولم هم قبول شدم،‌ اما چیزی که بعدش دیدم اصلا چیزی نبود که انتظار داشتم؛ بای دِ وی، من هنرستان رشته کامپیوتر درس خوندم.) 

زمان درس خوندنم اصلا هیچ تلاشی نمی‌کردم. البته بخشی از این رو تقصیر سیستم آموزشی کهنه و متعفن می‌دونم اما به هر حال الان می‌دونم که باید خودم رو مسئول زندگیم بدونم؛‌ هیچ کسی جز خودمون نمی‌تونه چیزایی که حس می‌کنیم باید تغیر کنند رو تغیر بده.

و به خاطر همین تلاش کم حس می‌کنم الان جایی که باید باشم نیستم. امروز بعد از چند وقتی سر زدم بلاگ سکان آکادمی و پستی رو دیدم که توجه‌ام رو جلب کرد. شاید اون پست هم توی این حسی که الان دارم.

بعضی وقت‌ها هست توی زندگیم که یه کاری رو سفت می‌چسبم بهش؛‌ چه بدونم، مثلا ورزش رو یه هفته مرتب و منظم می‌چسبم بهش. برنامه ریزی دقیق می‌‌کنم، غرق می‌شم توی کد، کتاب می‌خونم، وب‌سایت‌های انگلیسی توی حوزه علاقه‌ام رو دنبال می‌کنم و از این کارا. 

اون پریودهای که منظم هستم و این کارا رو می‌کنم، حس خشنودی دارم از خودم و واقعا هم پیشرفتم رو می‌بینم و لمس می‌کنم حتی ! ولی بعضی وقت‌ها وقتی می‌رسم خونه فقط می‌خوابم. فقط خسته‌ام. فقط شبکه‌های لعنتی اجتماعی رو چک می‌کنم. فقط فکرهای مزخرف می‌کنم. این وقت‌ها واقعا حس می‌کنم دارم به تباهی می‌رم !

 

ولی خب، حالا قراره که ببینم باز تا کی می‌تونم برنامه‌ریزی منظم کنم و به خوبی و خوشی ادامه بدم ! این ترم دانشگاه هم که تموم شد، تابستون باید تمام تمرکزم توی کد زدن و کار باشه. باید مطالعاتم رو بیشتر کنم، مخصوصا در زمینه‌های فنی و بعضی وقت‌ها هم ادبیات یا فلسفه. و ورزش رو هم برگردونم. دو سال از وقتی که مرتب می‌دویدم گذشته و الان وقتی 20 دقیقه میدوام نفسم می‌گیره ! فاجعه است !

 

پس برنامه‌ها رو خلاصه کنم:

  1. تحقیق و توسعه و خوندن مطالب فنی زبان انگلیسی و پیشرفت توشون
  2. گاهی هم از تجربه‌هام بنویسم که هم خودم تمرکز کرده باشم روشون، و هم شاید به درد کسی خورد.
  3. اهدافم و ایده‌هام رو روی کاغذ بیارم.
  4. هر هفته یه گزارش از خودم برای خودم بنویسم و اگر نکته مفیدی توش داشت اینجا هم بزارمش.
  5. سعی کنم مقالات یا کتاب‌ها یا ... هآیی که می‌خونم رو اینجا هم معرفی کنم.
  6. هر یه روز در میون هم 30 دقیقه بدوام. فقط 30 دقیقه.

بریم ببینیم که موفق می‌شوم و یا خیر ! بیشتر به خاطر این عجله دارم که به خودم قول دادم تا قبل 18 سالگی باید فول‌استک شم . و خب خودم هم دوست دارم با یه حس خوبی وارد 18 سالگی شم !‌ نه با حس اینکه «الان چه گوهی بخورم؟!!»

آهنگ Wrong رو هم می‌تونید از اسپاتیفای یا لینک مستقیم گوش بدید، و لیریک‌‌‌شو هم این پایین می‌زارم. شب و روزگار خوش !

 

 

Wrong
Wrong
Wrong
Wrong

I was born with the wrong sign
In the wrong house
With the wrong ascendancy
I took the wrong road
That led to the wrong tendencies
I was in the wrong place at the wrong time
For the wrong reason and the wrong rhyme
On the wrong day of the wrong week
I used the wrong method with the wrong technique

Wrong
Wrong

There's something wrong with me chemically
Something wrong with me inherently
The wrong mix in the wrong genes
I reached the wrong ends by the wrong means
It was the wrong plan in the wrong hands
With the wrong theory for the wrong man
The wrong eyes on the wrong prize
The wrong questions with the wrong replies

Wrong
Wrong

I was marching to the wrong drum
With the wrong scum
Pissing out the wrong energy
Using all the wrong lines
And the wrong signs
With the wrong intensity
I was on the wrong page of the wrong book
With the wrong rendition of the wrong hook
Made the wrong move every wrong night
With the wrong tune played 'til it sounded right yeah

 

پ.ن: عکس هم توسط وب‌کم لپ‌تاپم گرفتم که متاسفانه کیفیتش در حد دوران صدراسلامه و کاریش هم نمی‌تونم بکنم :))