پلی‌اتیلین طبقه متوسط، یک طبقه اجتماعی است و شامل افراد بسیاری در مشاغل مختلف می‌شود که از نظر ارزش‌های فرهنگی بیش‌تر مشابه طبقه بالا و از نظر درآمد بیش‌تر مشابه طبقه کارگر هستند.
~ویکی‌پدیا فارسی

تعریف جالبیه. حالا اینکه واقعا در مورد اینکه ارزش‌های فرهنگی طبقه بالا چی هست و آیا طبقه کارگر ارزش‌های فرهنگی طبقه پایین حساب میشه، صحبتی نمی‌کنم. اگر می‌خواهید بیشتر بخونید، اینجا به دردتون می‌خوره.

ریدیوهد جان یک آهنگ داره به اسم پلی‌اتیلین. پلی‌اتیلین که توی بیشتر پلاستیک‌هایی که ما استفاده می‌کنیم در طول روز هست. پلی‌اتیلینی که مردم طبقه متوسط ازش بیشترین استفاده رو می‌کنن. این آهنگ به جرئت می‌گم یگی از بهترین آهنگ‌هایی بود که توی این چند ماه مغزم رو درگیر کرد. آهنگ از دو بخش مجزا تشکیل شده. بخش یک و بخش دو :)

این جدا کردن دو بخش و دو حس متفاوت دادن به هر قسمتش کاریه که از تام‌یورک بر میاد. کار خیلی خاصی نیست در نگاه اول ولی وقتی با فلسفه ترانه آشنا می‌شی می‌فهمی چقدر این کار سخته. فقط این نیست که یه قسمتش صداتو ببری بالا و یک قسمتش صداتو بیاری پایین. خیلی بیشتر از این حرفاست. اون حسی که توی صدا منتقل میشه موقع ادا کردن هر کلمه. 





[Go]

Tears of joy now scare ourselves of all that you want to be
Just got paid and now you’re going, how inside you please
If I get scared I’ll just call you and I’ll miss your glow as I unsettle
Oh, and I’ll always feel, I will always be

[Right, one, two, three, four] 


So sell your suit and tie and come and live with me
Leukemia schizophrenia polyethylene
There is no significant risk to your health
She used to be beautiful once as well

Plastic bag, middle class, polyethylene
Decaffeinate, unleaded, keep all surfaces clean
If you don’t believe this, sell your soul
If you don’t get into it, no one will



همونقدر که قسمت یک می‌تونه آرومم کنه، قسمت دو می‌تونه وحشیم کنه. 
گروه بریتانیایی Pulp هم یه آهنگ دارن به اسم Common people. ترانه‌ای با جزئات مشخص‌تر و بیشتر که به آشنایی دختر از طبقه بالا با خواننده از طبقه متوسط می‌پرداخت. کلماتی که توی اون شعر هم استفاده شده یک سری کلمات تکراری هستند باز. دختر طبقه بالا می‌خواد با آدمای middle class آشنا شه که خواننده قشنگ متوجه‌اش می‌کنی که تو اینجور چیزا رو درک نمی‌کنی. می‌بردش به یه سوپرمارکت و بهش می‌گه تصور کن هیچ پولی نداشتی، و دختره می‌خنده و می‌گه «چقدر بامزه‌ای!» و خواننده می‌گه « جدا؟‌ ولی من کس دیگه‌ای رو نمی‌بینم بخنده :)) مطمعنی؟‌» 


I took her to a supermarket
I don't know why, but I had to start it somewhere
So it started there
I said, "Pretend you've got no money."
And she just laughed and said, "Oh, you're so funny."
I said "Yeah?
Well I can't see anyone else smiling in here
Are you sure
You want to live like common people
You want to see whatever common people see
You want to sleep with common people
You want to sleep with common people like me?"
But she didn't understand
She just smiled and held my hand



 من دقدقه‌ای اصلیم این روزا اینکه جزو Middle class هستم نیست. یعنی خب هرجور نگاه می‌کنم واقعا بهترین آپشنی بود که می‌تونستم توش به دنیا بیام. اما درک اینکه طبقه‌های افشار مختلف جامعه چجوری در طی همین چند قرن تاریخ عوض شدن و چجوری قراره عوض بشن خیلی جالبه. اگر قرار باشه دانشگاه تحصیل کنم حالم به هم می‌خوره بخوام کامپیوتر بخونم. ترجیح می‌دم جامعه‌شناسی رو دنبال کنم.

پایان پیام.

پ.ن: دو تا کلمه رو همیشه اشتباه می‌نویسم. دغدغه، ظبط کردن. یاد هم نمی‌گیرم نمی‌دونم چرا.
پ.ن۲: اگه بترسه فقط صدات می‌زنه.. اگه بترسه شاید ، اگه بدونه گوشات نمی‌شنون ؛ اگه بشنوی شاید ،